مجمع جهانی اقتصاد در گزارش سال ۲۰۲۶ خود از یک تغییر پارادایم بنیادین در ماهیت علم خبر داد؛ عصری که در آن هوش مصنوعی و مدلسازیهای محاسباتی، جایگزین چرخههای پرهزینه آزمایشگاهی شده است.

خبرگزاری مهر، گروه فناوری: جهان در آستانه یکی از عمیقترین دگرگونیهای علمی و صنعتی قرن ایستاده است؛ تحولی که در آن فرآیند کشف از دیوارهای آزمایشگاه به قلمرو مدلهای محاسباتی کوچ میکند، جغرافیای تولید از بسترهای طبیعی جدا میشود و ارزش اقتصادی دیگر نه در انبوهسازی، که در شخصیسازی و تولیدِ در محل مصرف تعریف خواهد شد.
تغییر در ماهیت علم؛ از آزمایشگاه تا شبیهسازی
گزارش امسال مجمع جهانی اقتصاد با عنوان ۱۰ فناوری برتر نوظهور ۲۰۲۶ با تأکیدی صریح بر یک جابهجایی بنیادین آغاز میشود: علم دیگر صرفاً یک فعالیت تجربی در محیطهای فیزیکی نیست، بلکه بهطور فزایندهای به یک فعالیت محاسباتی و مدلسازیِ پیشبینیکننده تبدیل شده است.
برای قرنها، پیشرفت علمی در چرخهی فرضیه، آزمایش، بازنگری جریان داشت؛ چرخهای که هزینههای زمانی، سرمایهای و نرخ بالای شکست، مرزهای آن را تعیین میکرد و مشخص میساخت کدام بیماریها ارزش تحقیق دارند و کدام پرسشها اساساً از دایرهی امکانپذیری خارج میشوند. اما اکنون این مرز در حال جابهجایی است.
هوش مصنوعی پیش از آنکه یک داروی آزمایشی در لولههای آزمایش سنتز شود، اتصال مولکولی آن را شبیهسازی کرده و احتمال موفقیت را پیشبینی میکند.
مدلهای جهانی – نسل جدیدی از هوش مصنوعی – مانند نوزادانی که از طریق تجربهی حسی قوانین فیزیک را میآموزند، قوانین حاکم بر جهان سهبعدی را از دادههای ویدئویی، فشار و حرکت استخراج میکنند و راه را برای تصمیمگیریهای رباتیک و لجستیکی در دنیای واقعی هموار میسازند.
شبیهسازی کوانتومی رفتار اتمبهاتم مولکولها را مدلسازی میکند و بیماریهایی را که پیشتر غیرقابل درمان یا غیرقابل دارو (undruggable) تلقی میشدند، به اهداف دارویی قابل قبولی تبدیل میکند.
به بیان روشنتر، هزینه آزمون و خطا در علم به طرز چشمگیری کاهش یافته است؛ و این یعنی دامنه پرسشهایی که ارزش پرسیدن دارند، به حوزههایی گسترش یافته که تا همین یک دهه پیش، ورود به آنها از نظر اقتصادی و فنی ناممکن بود.
این گزارش ۱۰ فناوری را معرفی میکند که به مرحلهای از بلوغ رسیدهاند و آماده تغییر در جهان هستند.
این فناوریها عبارتند از:
سه الگوی تحولآفرین در میان فناوریها
این جابهجایی در روش علم، خود را در قالب سه الگوی مشخص در میان ده فناوری منتخب نشان میدهد:
۱. شخصیسازی
فناوریها دیگر برای میانگین یا انبوه طراحی نمیشوند؛ بلکه حول یک بیمار خاص، یک زمینهی جغرافیایی خاص یا یک کاربرد ویژه شکل میگیرند.
واکسنهای شخصیسازیشدهی سرطان مبتنی بر mRNA از جهشهای ژنتیکی منحصربهفرد تومور هر بیمار، دستورالعملی برای سیستم ایمنی طراحی میکنند. این یعنی بیمار، هم نقطهی آغاز توسعهی دارو است و هم مقصد نهایی.
سیستمهای دارورسانی اگزوزومی از وزیکولهای طبیعی بدن (اگزوزومها) بهعنوان پیکهای مولکولی استفاده میکنند تا درمانها را دقیقاً به سلولهای هدف برسانند و برای نخستین بار، امکان عبور از سد خونی-مغزی را فراهم میآورند.
۲. توزیعشدگی
تولید غذا، انرژی و مواد حیاتی از انحصار مناطق خاص خارج میشود و به محل مصرف نزدیکتر میگردد.
تخمیر دقیق با استفاده از میکروبهای مهندسیشده، پروتئینهای شیر، تخممرغ و حتی ترکیبات دارویی را در هر مکانی که برق پایدار، مواد اولیهی قندی و زیستشناسان ماهر وجود داشته باشد، تولید میکند.
استخراج مستقیم لیتیوم (DLE) امکان استخراج لیتیوم با کیفیت باتری را از شورابههای زمینگرمایی در مناطقی فراهم میکند که هرگز دارای ذخایر غنی و کمعمق نبودهاند.
فناوری انرژی همهچیز به شبکه ساختمانها، خودروها و کارخانهها را به گرههایی در شبکهی برق تبدیل میکند که میتوانند هم مصرفکننده و هم تولیدکننده باشند.
۳. کارآمدی با منابع کمتر
این فناوریها با مصرف کمتر آب، انرژی و زمین، بازدهی بالاتری ارائه میدهند:
مواد سرمایش تابشی غیرفعال بدون مصرف هیچ برقی، دما را تا ۱۵ درجه سانتیگراد کاهش میدهند.
تکنیکهای نابودی PFAS پیوندهای کربن-فلوئور را در مواد شیمیایی جاودانه میشکنند و آنها را در آب و خاک کاملاً نابود میکنند.
تخمیر دقیق در مقایسه با دامداری سنتی، تا ۸۷ درصد آب کمتری مصرف میکند.
پیامدها: انقلاب صنعتی ۲۰۲۶؛ از اقتصاد مقیاس تا اقتصاد دقت: چگونه دانش جایگزین منابع طبیعی و نفت میشود؟
پیامد نخست: جدایی جغرافیای تولید از مواهب طبیعی
گزارش با دقت تمام به این نکته اشاره میکند که وابستگی تولید به موقعیت جغرافیایی در حال گسستهشدن است؛ تحولی که میتواند موازنه قدرت اقتصادی را در دهههای آینده دگرگون کند.
- کشوری که زمین کشاورزی حاصلخیز ندارد، با داشتن انرژی پاک و زیرساختهای زیستی، میتواند پروتئینهای لبنی و تخممرغ را در مخازن تخمیر خود تولید کند.
- کشوری که فاقد معادن غنی لیتیوم است، میتواند از شورابههای زمینگرمایی یا حتی پساب میادین نفتی، لیتیوم با خلوص باتری استخراج کند.
- مناطق گرمسیری که سالها هزینهی سرمایش، تولید صنعتی را دشوار میکرد، با پوششهای سرمایش تابشی میتوانند بدون افزایش مصرف برق، دمای کارخانههای خود را کنترل کنند.
هیچیک از این فناوریها بهتنهایی نقشه صنعتی جهان را دگرگون نخواهند کرد، اما هر یک نشانهای اولیه از آن هستند که توانمندی و مکان، دیگر به اندازه گذشته به یکدیگر وابسته نیستند.
این جملهی کلیدی گزارش، شاید مهمترین پیام راهبردی آن برای کشورهای در حال توسعه و حتی مناطق محروم از مواهب طبیعی باشد: فرصتهای صنعتی آینده، دیگر منحصر به دارندگان منابع اولیه نیست؛ بلکه در اختیار دارندگان دانش، زیرساختهای دیجیتال و انرژی پاک قرار خواهد گرفت.
پیامد دوم: ارزش اقتصادی از تولید انبوه به تولید در محل مصرف منتقل میشود
برای بیش از یک قرن، منطق اقتصادی بر پایه اقتصاد مقیاس استوار بود: کسی که بتواند بیشترین تعداد محصول یکسان را با کمترین هزینه تولید و توزیع کند، برنده بازار است. داروهای پرفروش ، تولید متمرکز انرژی و کشاورزی صنعتی همگی بر همین فرض بنا شده بودند.
اما فناوریهای ۲۰۲۶ این معادله را بر هم میزنند:
واکسن شخصیساز سرطان دقیقاً برای یک بیمار ساخته میشود و مقیاس در آن به معنای تکدوزهای منحصربهفرد است، نه میلیونها دوز یکسان.
شبیهسازی کوانتومی ارزش را به مراحل اولیهی طراحی مولکولی منتقل میکند و توسعهی دارو برای بیماریهای نادر را که پیشتر از نظر اقتصادی توجیهپذیر نبودند، ممکن میسازد.
سیستمهای دارورسانی اگزوزومی به اهداف مولکولیای دست مییابند که نسلهای پیشین داروها اساساً قادر به هدفگیری آنها نبودند.
به عبارت دیگر، ارزش دیگر در تعداد نیست، بلکه در دقت و نزدیکی به نیاز تعریف میشود. این تغییر پارادایم، پیامدهای عمیقی برای ساختار صنعت داروسازی، تأمین انرژی و حتی امنیت غذایی خواهد داشت و شرکتهایی را که بر تولید انبوه متمرکز شدهاند، ناچار به بازنگری اساسی در مدل کسبوکار خود میکند.
دوراهی اعتماد؛ چرا پذیرش اجتماعی بزرگترین مانع فناوریهای ۲۰۲۶ است؟
دو چالش سرنوشتساز: اعتماد و دسترسی
گزارش در ادامه، با رکگویی کمسابقهای، تأکید میکند که موفقیت این فناوریها بیش از هر نقشهی راه فنی، به دو عامل انسانی و سیاسی گره خورده است: اعتماد و دسترسی.
بسیاری از این فناوریها سابقهای ندارند و از شهروندان، پزشکان و نهادهای نظارتی میخواهند چیزهایی را بپذیرند که قبلاً هرگز با آن مواجه نشدهاند.
درمان شخصیساز را نمیتوان با روشهای سنتی کارآزمایی بالینی (که برای دوزهای یکسان در جمعیتهای بزرگ طراحی شدهاند) ارزیابی کرد. چارچوبهای لازم برای اثبات ایمنی و اثربخشی چنین درمانهایی هنوز در حال تدوین است.
پروتئینهای تولیدشده توسط میکروارگانیسمهای مهندسیشده از مصرفکنندگان میخواهد به فرایندی اعتماد کنند که نمیتوانند ببینند و به محصولی که هنوز واژگان تثبیتشدهای برای آن وجود ندارد.
شبکهای برق که توسط میلیونها خودروی الکتریکی و باتری خانگی تثبیت میشود، از خانوادهها و مدیران ناوگان میخواهد دادههای مصرف خود را به اشتراک بگذارند و بخشی از کنترل زمان شارژ و دشارژ را واگذار کنند.
اعتماد در پذیرش این فناوریها یک عامل فرعی نیست، بلکه پیششرطی است که باید آگاهانه ایجاد شود.
گزارش تأکید دارد که اگر نهادهای نظارتی و سیاستگذاران نتوانند این اعتماد را از طریق شفافیت، استانداردسازی و آموزش عمومی بسازند، حتی پیشرفتهترین فناوریها نیز در مرحلهی پذیرش اجتماعی متوقف خواهند شد.
چالش دوم: دسترسی
گزارش با صراحت هشدار میدهد که اگر روندها به حال خود رها شوند، مزایای این فناوریها عمدتاً نصیب مناطق و جمعیتهایی خواهد شد که از پیش در موقعیت بهتری قرار دارند:
- درمانهای شخصیسازیشده ممکن است تنها در نظامهای سلامت برخوردار در دسترس باشند و شکاف موجود در نتایج درمان سرطان را میان کشورهای ثروتمند و فقیر، و حتی درون کشورها، عمیقتر کنند.
- گذار ناشی از تخمیر دقیق، بهویژه در بخشهای پرارزش، بیشترین فشار را بر مناطق کشاورزی و معیشتهایی وارد خواهد کرد که تاکنون تأمینکنندهی این محصولات بودهاند. هرچند این به معنای دگرگونی کامل نظامهای غذایی نیست، اما برای کارگران و جوامعی که اقتصادشان به این محصولات وابسته است، پیامدی جدی خواهد داشت.
- انعطافپذیری شبکه برق بیشترین منفعت را نصیب خانوادههایی میکند که خودروی برقی و باتری خانگی دارند؛ در مقابل، مستأجرانی که هیچیک از این امکانات را ندارند، ممکن است ناخواسته هزینهی سیستم را بپردازند، بدون آنکه از مزایای آن بهرهمند شوند.
گزارش در اینجا با صراحت میگوید: پیشفرض، توزیع ناعادلانه است، مگر اینکه طراحی سیاستها خلاف آن را رقم بزند. این جمله، تلاش میکند تا سیاستگذاران را از هرگونه خوشبینیِ سادهانگارانه درباره توزیع طبیعی منافع فناوری برحذر دارد.
مسئولیت ها: پایان انحصار تصمیمگیری
گزارش در بخش پایانی چشمانداز راهبردی خود، به یک نکته ظریف اما حیاتی اشاره میکند: تصمیمگیری درباره آینده این فناوریها، دیگر تنها در اختیار شرکتهای بزرگ فناوری یا وزارتخانههای انرژی نیست؛ بلکه میان طیف بسیار گستردهتری از بازیگران توزیع شده است.
- یک شهرداری که دربارهی خرید ناوگان حملونقل عمومی تصمیم میگیرد، عملاً تعیین میکند چه کسانی از انعطافپذیری شبکهی برق بهرهمند شوند و چه کسانی از آن محروم بمانند.
- یک نظام سلامت که بررسی میکند آیا درمانهای شخصیسازیشده را خود تولید کند یا از خارج وارد نماید، همزمان تصمیم میگیرد کدام بیماران به این درمانها دسترسی داشته باشند.
- یک دولت منطقهای در اقتصادی متکی بر منابع طبیعی، که دربارهی سیاست صنعتی و ظرفیت پالایش تصمیم میگیرد، مشخص میکند معیشت چه کسانی در دوران گذار حفظ شود و چه کسانی قربانی تغییرات شوند.
به عبارت دیگر، توزیع مجدد اختیار تصمیمگیری، به معنای توزیع مجدد مسئولیت است؛ مسئولیتی در قبال اعتمادپذیری فناوریها و نحوهی توزیع منافع آنها. گزارش در اینجا بهصراحت بیان میکند که اکنون هم آنچه این فناوریها میتوانند به ارمغان بیاورند و هم آنچه برای تحقق موفق آنها لازم است، بهروشنی قابل مشاهده است. دیگر هیچ بهانهای برای غافلگیری وجود ندارد.
پیام برای تصمیمگیرندگان: نقشهای برای ۵ تا ۱۰ سال آینده
گزارش با یک جمعبندی راهبردی به پایان میرسد که بیش از هر چیز، خطاب به سیاستگذاران، سرمایهگذاران و مدیران صنعتی است:
این گزارش نقشه راه تصمیمگیری برای ۵ تا ۱۰ سال آینده را ترسیم میکند. مرز علم از کشف در آزمایشگاه به مدلسازی با هوش مصنوعی و محاسبات کوانتومی منتقل شده است و سرنوشت این فناوریها نه در دست دانشمندان، بلکه در دست انتخابهای امروز سیاستگذاران، سرمایهگذاران و مدیران صنعتی رقم خواهد خورد.
و در یک جمله پایانی که میتواند خطاب به تمامی بازیگران صحنه جهانی باشد، مینویسد:
جهانی که فردا خواهید دید، نتیجه تصمیماتی است که امروز میگیرید.
این گزارش چهاردهمین نسخه از مجموعه سالانهی WEF است که برای اولین بار، فرآیند نامزدی فناوریها با استفاده از هوش مصنوعی (مدلهای زبانی بزرگ) انجام شده است. از میان بیش از ۱۲۰۰ فناوری، پس از غربالگری اولیه توسط سه مدل زبانی مستقل OpenAI GPT-۴.۱ mini، GPT-۵ و Google Gemini ۲.۵، امتیازدهی بر اساس شتاب تجاری، تأثیر بر تابآوری سیستمها و مشورت با بیش از ۲۰ کارشناس برجستهی جهانی به روش دلفی، این ۱۰ مورد نهایی انتخاب شدهاند.
این بهمعنای آن است که گزارش، برخلاف بسیاری از پیشبینیهای فناورانه، کاملاً مبتنی بر دادههای علمی و تحلیلی روز است و از هیاهوهای رسانهای یا پیشبینیهای دور از واقعیت فاصله گرفته است.
سخن پایانی
گزارش ۱۰ فناوری نوظهور برتر ۲۰۲۶ را میتوان یک هشدار و یک فرصت همزمان دانست. از یک سو، نشان میدهد که بشریت در آستانه گشایشهای علمی خارقالعادهای قرار دارد که میتواند درمان سرطان، بحران انرژی، کمبود آب و آلودگیهای شیمیایی را به چالش بکشد. از سوی دیگر، با صراحتی کمسابقه گوشزد میکند که بدون سیاستگذاری آگاهانه و طراحی نهادیِ هدفمند، این گشایشها به شکافهای عمیقتر اجتماعی و جغرافیایی خواهند انجامید.
سؤال اصلی این است: آیا تصمیمگیرندگانِ امروز، دامنهی وسیع مسئولیت خود را در قبال اعتماد و دسترسی درک خواهند کرد و آیا ابزارهای لازم برای هدایت این فناوریها به سوی آیندهای عادلانهتر را به کار خواهند گرفت؟ پاسخ به این سؤال، نه در گزارش، که در اقدامات آینده نوشته خواهد شد.
محسن محمدی پژوهشگر حوزه فناوری










