خانواده همسر شما بخشی مهم از زندگی او هستند و همین قضیه باعث میشود بخش مهمی از زندگی شما نیز باشند. هیچکس ادعا نمیکند حفظ تعادل بین نیازهای خود و دیگران ساده است، مخصوصا نیازهای خود و یک خانواده، اما ایجاد هماهنگی در خانواده، هم شدنی است و هم واقعا ارزش تلاش را دارد. برقراری ارتباط و بازسازی ارتباطهای ازدسترفته کار نهچندانآسان اما ارزشمندی است، زیرا سرمایهگذاریِ امروزِ شما در طول زندگی مشترکتان باقی خواهد ماند.
این قانونِ اصلی ازدواج موفق است. همانطور که شوهر فوقالعادهی من دیشب بهیادم آورد، برای آنکه رابطهای درست با خانواده همسرتان داشته باشید، باید مسائل را با هم حل کنید. فراموش نکنید هر دوِ شما درگیر این مسئلهاید. هرگز همسرتان را در موقعیتی قرار ندهید که مجبور باشد بین شما و اقوامش انتخاب کند. با این کار او را در بنبستی بدون راه خروج گیر میاندازید. درعوض سعی کنید رابطهی همسرتان با پدربزرگ و مادربزرگ، والدین و برادر و خواهرش را درک کنید و در صورت امکان از آن حمایت کنید. حتی اگر والدین همسرتان بسیار بد باشند، بههرحال پدر و مادر او هستند.
ارتباط با خانواده همسر همیشه یکی از مسائلی بوده است که زوجین با آن مشکل داشته اند. بر اساس صحبت های مشاورین خانواده ( چگونگی رفتار با خانواده همسر) یکی از سوالات اصلی زوج ها می باشد.
وقتی که تصمیم به ازدواج می گیرید، ناخودآگاه تصوراتی از خانواده همسرتان در ذهنتان شکل می گیرد. با خود می گویید حالا من علاوه بر پدر و مادر خودم، پدر و مادر دلسوز دیگری هم دارم که می توانم از تجربه شان استفاده کنم و یا افراد جدیدی هستند که می توانم با آن ها وقت بگذرانم و حتی ممکن است در آینده تبدیل به بهترین دوستان من بشوند.
اما خب خوب است بدانید که چگونگی رفتار خانواده همسرمان با ما تا حد زیادی به نحوه رفتار ما با آن ها و رفتار ما با همسرمان بر می گردد. اگر خود ما حد و حدود ارتباط با خانواده همسر را بدانیم احتمال این که به مشکل بر بخوریم خیلی کمتر است. برخی از زوجین وقتی با خانواده همسرشان به مشکل می خورند به جای حل کردن مشکل خود به قطع رابطه با خانواده همسر می اندیشند که این موضوع کاملا اشتباه است.
فروغ نیلچی زاده، روانشناس اظهار کرد:
ورود به دنیای متأهلی، آن قدر جذاب است که خاطراتش، سالها در ذهن زوجهای جوان پایدار می شود و یاد آوری آن لبخند را به آنها میدهد. اما همین روزهای ابتدایی میتواند نقش سر نوشت سازی در بنا ی پایههای زندگی مشترک داشته باشد.بارها از اطرافیان درباره خانواده همسرشان شنیده ایم. ارتباط نامناسب و برخوردهایی که به خاطر سوء تفاهم، منجر به برداشتهای اشتباهی می شود و ناراحتی کوچک را به بد بینی تبدیل کند. که لزوم یادگیری مهارتهای مدیریت احساسات و ارتباط را یاد آوری میکنیم.
وی افزود: ازدواج رسیدن دو نفر به همدیگر به صورت انحصاری نیست. چرا که دو خانواده با هم آشنا میشوند، هر چقدر هم که زوج دارای سلامت روانی و رفتاری باشند اگر خانوادهها آنها تناسب لازم را نداشته باشیم باز هم دچار مشکل خواهند شد.
این روانشناس ادامه داد: معمولاً این موضوع زمانی اتفاق میافتد که ازدواج به روشهای مختلف به خانوادهها تحمیل میشود. خانوادهها به جای آنکه نقشی برای انتخاب شریک آینده فرزندشان داشته باشند به عنوان افراد آخر از تصمیم فرزندشان خبر دار میشوند.
وی گفت: خانوادهها احساس کنند به حد تعیین کننده در انتخاب همسر آینده فرزندانشان ثاثیر گذر نیستند و مشورتی هم که از آنها گرفته میشود، یک مشورت نمایشی است. از همان ابتدا اولین مشکل به وجود میآید و پس از آن هم به مرور زمان مشکلات جدیتر میشود. اگر ازدواج به صورت سنتی محقق شود امکان گسترش مشکلات ارتباطی با خانواده همسر میتواند بیشتر باشد و یا این رفتار تقویتکننده این مشکلات باشد.
وی مطرح کرد؛ در حال حاضر و در سبک جدید ازدواج، احساس تاثیرگذر نبودن خانوادهها برای انتخاب همسر نیز اضافه شده است. نکته دیگر اینکه هیچوقت نباید همسر را میان گفتگو با خانوادهاش قرار داد. همسر شما موکل رفتار خودش است. هیچ وقت همسرتان را واسطه گفتگو با خانوادهاش قرار ندهید. او پاسخگوی رفتار پدر و مادرش نیست و اگر والدین او رفتار غیر منتظره از خود نشان دادند همسر شما نباید پاسخدهنده رفتار آنها باشد. همچنین نباید منتقلکننده شکایت شما به آنها باشد. اگر شکایت هست. باید خود فرد با آموزش مهارت ارتباط مؤثر با خانواده همسرش در میان بگذارد. با این کار میتواندرفتار خود را با خانواده همسر مدیریت کند.
نیلچی زاده گفت:الگوهای صحیح ارتباطی با خانوادهها بعد از متاهل شدن بر هیچ کس پوشیده نیست. وقتی دو نفر با هم ازدواج میکنند، در واقع گستره وسیعی از ارتباطات اجتماعی را تشکیل میدهند. بخش زیادی از این روابط بین زن و شوهر و سپس اقوام، دوستان، نزدیک و بخشی هم به ارتباطات با خانواده همسر برمیگردد. زوجها نه تنها در ابتدای زندگیمشترک باید به ارتباط خود با همسر شکل و جهت درستی بدهند، بلکه باید برای فراهم ساختن یک رابطه مناسب هم با خانواده خود و هم با خانواده همسر تلاش کنند. این هم به دلیل شرایط دینی و عرفی است که در فرهنگ ما جاری است و هم به دلیل نیازهای روانی و اجتماعی که زوجها باید به آن پاسخ دهند.
سلامت روان، دو بُعد درونی و بیرونی دارد. در خیلی موارد افراد باید از درون بهداشت روانی خود را بالا ببرد، ولی گاهی نیازمندیم که از بیرون شرایطی را برای برطرف کردن نیازهای روانی خود فراهم سازیم. در ارتباط با خانواده همسر و روابط و عاطفی که بین زوجین و خانواده طرف مقابل اتفاق میدهد، به صورت ناخودآگاه موجب ارتقای سلامت روان افراد میشود.
احترام افراد بزرگرتر و مسن تر، یکی از ویژگیهای مثبت اخلاقی است. زن یا شوهر در رفتاربا خانواده طرف مقابل به رشد اخلاقی و معنوی خود کمک میکنند و احساس رضایت از زندگی مشترک بیشتر می باشد.









