www.etelanews.com

 

۷
۰
نسخه چاپی

دخترانی که خودروهای لوکس پسرهای پولدار را میدزدیدند

دخترانی که خودروهای لوکس پسرهای پولدار را میدزدیدند
3 دختر جوان با سوار شدن بر خودروهای لوکس پسران در نقشه ای تبهکارانه اقدام به سرقت خودروها می کردند.
به گزارش اطلاع نیوز

به نقل از رکنا سرهنگ امین موسوی‌پور رییس کلانتری 158 کیانشهر گفت: تیم های پلیسی به صورت هدفمند در خیابان های این منطقه گشت زنی های خود را آغاز کرده بودند که تیمی از ماموران د خیابان صالحی به یک خودروی اپتیمای سفید رنگ که در کنار خیابان پارک شده بودند مشکوک شدند.

وی افزود: ماموران در این مرحله با بررسی شماره پلاک خودروی اپتیما پی بردند که این خودرو 3 روز قبل در منطقه شریعتی به سرقت رفته است که در این مرحله ماموران صاحب خودرو را به کلانتری احضار و تحقیقات کلید زده شد.

سرهنگ موسوی‌پور ادامه داد: ماموران در بازرسی از خودروی سرقتی، مدارک خودروی توسان نیز که به دست آوردند که در تماس با صاحب این مدارک مشخص شد که خودروی توسان نیز در هفته گذشته به سرقت رفته است.

رییس کلانتری 158 کیانشهر اظهار داشت: ماموران در تحقیقات پلیسی از صاحبان 2 خودرو پی بردند که 3 دختر 18 تا 20 ساله پس از طرح دوستی با صاحبان این خودروها وقتی سوار بر خودروی آنها بودند به بهانه خرید از آنها خواسته که از خودرویشان پیاده شوند که 3 دختر جوان با استفاده از این فرصت اقدام به سرقت خودروها کرده اند.

وی گفت: همین کافی بود تا ماموران چند خانه را که خودروی اپتیما در مقابلش پارک بود را تحت نظر قرار دادند و خیلی زود موفق به شناسایی مخفیگاه 3 دختر جوان شدند.

سرهنگ موسوی پور ادامه داد: ماموران در عملیاتی غافلگیرانه 3 دختر جوان را دستگیر کردند و متهمان ادعا کردند که بخاطر هیجان و تفریح دست به سرقت خودروها زده و قصد داشتند تا با این خودروها در دور دورهای شبانه شرکت کنند و خودروهایی دیگری را به سرقت ببرند و هر چند روز یکبار اقدام به تعویض خودروها کنند تا دستشان رو نشود.

وی افزود: 3 دختر جوان پس از دستگیری محل نگهداشتن خودروی توسان را لو دادند .

بنا به این گزارش، متهمان برای سیر مراحل قانونی در اختیار مقام قضایی قرار گرفته اند.

چند‌سال داری؟

‏١٨ سال.

همدستانت چند ساله هستند؟

ما همه هم سن و سالیم. هر٣ نفرمان ١٨‌سال داریم. ‏

چند وقت است که همدستانت را می‌شناسی؟

ما از بچگی با هم دوست صمیمی هستیم. در یک محل زندگی می‌کنیم و در یک مدرسه درس خوانده‏ایم. از بچگی با هم بزرگ شده‌ایم و همه کارهایمان با هم بوده است. ‏

 چه شد که تصمیم به سرقت گرفتید؟

یک شب وقتی دور هم جمع بودیم این تصمیم را گرفتیم. آن شب با خودمان می‌گفتیم کاش خودرو داشتیم ‏تا با آن در خیابان‌ها دور دور می‌کردیم. آن لحظه اصلا به فکر سرقت نبودیم. اول همه چیز شوخی ‏بود. به شوخی گفتیم بریم و خودرو سرقت کنیم ولی بعد جدی شد. تصمیم گرفتیم واقعا سرقت کنیم تا با ‏خودروها در خیابان‌ها دور بزنیم. ‏

انگیزه‌تان فقط دور دور بود؟

بله. برای هیجان و تفریح و دور دور در خیابان‌ها سرقت می‌کردیم. ‏

نخستین سرقت را چطور انجام دادید؟

با هم به خیابان شریعتی رفتیم و آن‌جا منتظر ماندیم. مردی با خودروی اپتیما جلوی پایمان ترمز کرد. ما ‏هم از او خواستیم ما را به مقصد برساند. وقتی سوار خودرو شدیم، در راه سر صحبت را باز کردیم و با ‏او طرح دوستی ریختیم. وقتی صحبت می‌کردیم از او خواستیم مقابل یک مغازه بایستد و نوشیدنی ‏بخرد. وقتی آن مرد توقف کرد و به مغازه رفت. من پشت فرمان نشستم و خودرو را سرقت کردیم. ‏

بعد از آن چکار کردید؟

با همان خودرو یکی دو شب در خیابان‌های شمال پایتخت دور زدیم. از اینکار لذت می‌بردیم. دور دور ‏با خودروی لوکس برایمان هیجان زیادی داشت. ‏

خودروی توسان را چطور سرقت کردید؟

در آن سرقت دو همدستم با هم بودند و من هم پشت فرمان اپتیما بودم. آنها با همان شیوه قبلی، وقتی ‏راننده در جایی توقف کرد، خودرو را برداشتند و با هم فرار کردیم. من در آن سرقت از دور مراقبشان ‏بودم که اگر مشکلی پیش آمد، با همان خودرو فرار کنیم. ‏

قصد داشتید به این سرقت‌ها ادامه دهید؟

بله. تازه برایمان هیجانی شده بود. ما که قصدمان دزدی و پول و فروش خودروها نبود. با همان ‏خودروها در خیابان‌های تجریش دور می‌زدیم تا طعمه جدیدی پیدا کنیم و خودرو را عوض کنیم. می‌‏خواستیم هر کدام یک خودرو داشته باشیم و با آنها به سراغ طعمه‌های جدید برویم. ‏

تا به حال سابقه هیچ خلافی نداشتید؟

نه ما هر سه نفرمان هیچ سابقه‌ای نداریم. نخستین بار است دست به خلاف می‌زدیم. آن هم فقط برای ‏تفریح و خوشگذرانی بود. من و دوستانم سرگذشت‌های تلخی داشته‌ایم و زندگی‌مان ‏همیشه سخت بوده است. ما هر ٣فرزند طلاق هستیم. من در کنار مادرم زندگی می‌کنم، یکی از ‏دوستانم در کنار پدرش و یکی دیگر هم در کنار پدربزرگ و مادربزرگش. بیچاره مادرم ‏وقتی شنید این کار را کرده‌ام به کلانتری آمد و کلی گریه کرد. باور نمی‌کرد که من دست به این کار ‏زده باشم. مرتب می‌گفت حتما اشتباه شده و دختر من در این کار نقشی نداشته است. ‏



+ 7
مخالفم - 1
نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

logo-samandehi

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه محفوظ و متعلق به سایت اطلاع نیوز می باشد . هرگونه کپی و نقل قول از مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع است.