www.etelanews.com

 

۰
۰
نسخه چاپی

بحران انرژی و پارادایم جدید فناوری؛ نقشه راه کاهش مصرف در ایران چیست؟

به گزارش اطلاع نیوز

دبیر ستاد هوافضا، حمل‌ونقل و شهرسازی معاونت علمی بر ضرورت گذار از ساختمان‌های سنتی به سامانه‌های هوشمند و داده‌محور با استفاده از فناوری‌هایی چون حسگرها و کنتورهای هوشمند تأکید کرد.



به گزارش خبرنگار مهر، در دنیای امروز، تعریف ساختمان از یک چهاردیواری بتنی و آجری تغییر کرده و به یک سامانه زنده و هوشمند تبدیل شده است؛ فضایی که با کمک حسگرها، اینترنت اشیاء و فناوری‌های نوین، می‌تواند مصرف انرژی خود را به صورت لحظه‌ای کنترل کند، بخشی از برق مورد نیازش را از نور خورشید تأمین کند و کمترین آسیب را به محیط‌زیست برساند. بحران ناترازی برق و گاز در کنار تغییرات اقلیمی نشان می‌دهد که ادامه شیوه‌های سنتی ساخت‌وساز دیگر ممکن نیست و ساختمان‌ها باید از مصرف‌کنندگان پرمصرف، به سازه‌هایی کم‌مصرف، خودکفا و هوشمند تبدیل شوند.

در همین مسیر، «ویرایش پنجم مبحث ۱۹ مقررات ملی ساختمان» دیگر فقط یک آیین‌نامه روی کاغذ نیست، بلکه یک استاندارد الزام‌آور فناورانه برای تغییر کل فرایند ساخت‌وساز است؛ استانداردی که به گفته حسین افشین، معاون علمی، فناوری و اقتصاد دانش‌بنیان رئیس‌جمهور، مرز میان ساختمان‌های سنتی و ناکارآمد گذشته با ساختمان‌های پیشرفته آینده را مشخص می‌کند. بر اساس این رویکرد، نه تنها صدور پایان‌کار ساختمان‌ها به رعایت دقیق این مقررات گره خورده، بلکه تعریف قدرت مهندسی نیز تغییر کرده است؛ قدرتی که دیگر در وزن آهن و بتن نیست، بلکه در «سرعت ساخت»، «هوشمندسازی»، «شفافیت و اندازه‌گیری مصرف انرژی» و «کاهش تولید آلاینده‌ها و کربن» خلاصه می‌شود.

در همین راستا و برای بررسی عمیق‌تر این تحولات، در بخش نخست این گفتگوی تفصیلی به سراغ مهندس حسین شکری دبیر ستاد توسعه اقتصاد دانش‌بنیان هوافضا، حمل‌ونقل و شهرسازی معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانش بنیان ریاست جمهوری رفته‌ایم تا زوایای پنهان و آشکار گذار از ساختمان‌های ایستا به سیستم‌های هوشمند انرژی‌محور را واکاوی کنیم. در این گفتگو شکری بر ضرورت گذار از ساختمان‌های سنتی به سامانه‌های هوشمند و داده‌محور با استفاده از فناوری‌هایی چون حسگرها و کنتورهای هوشمند تأکید دارد. وی همچنین به نقش کلیدی انرژی خورشیدی در مدیریت پیک‌بار و کاهش کربن نهفته در ساختمان‌ها اشاره کرده و ضرورت ارتقاء هوشمندی فراتر از صرف اتصال به اینترنت (IoT) را مطرح می‌سازد.

مشروح این گفتگو در نوشتار زیر قابل مشاهده است؛

*آقای شکری. مبحث ۱۹ مقررات ملی ساختمان به‌رغم پیشینه طولانی‌مدت، در مواجهه با واقعیت‌های میدانی مصرف انرژی، دچار یک «پارادوکس اجرایی» است. با توجه به سهم ۴۰ درصدی بخش ساختمان در مصرف انرژی کشور، به نظر شما چرا این مبحث تا امروز نتوانسته است به یک ضابطه بازدارنده یا پیشران تبدیل شود و برای عبور از این بن‌بست، چگونه باید از «ضوابط کاغذی» به سمت «پایش عملکردی، فناورانه و هوشمند» حرکت کنیم؟

مبحث ۱۹ مقررات ملی ساختمان با هدف کاهش مصرف انرژی و ارتقای بهره‌وری انرژی در ساختمان‌ها تدوین شده است. اهمیت این موضوع در شرایط فعلی کشور دوچندان است چراکه با مسئله رشد مستمر تقاضای انرژی، شدت بالای مصرف و ناترازی در برخی حامل‌ها مواجه هستیم. در چنین شرایطی، راهکار صرفاً افزایش تولید و توسعه ظرفیت عرضه نیست و بخش مهمی از راه‌حل باید از مسیر مدیریت مصرف، افزایش بهره‌وری و کاهش اتلاف انرژی در سمت تقاضا دنبال شود.

بر اساس آمارهای منتشرشده، میزان مصرف انرژی در کشور به‌طور قابل‌توجهی بالاتر از میانگین جهانی است و مصرف بخش خانگی نیز سهم زیادی از مصرف را به خود اختصاص می‌دهد؛ بنابراین، اصلاح الگوی مصرف و افزایش بهره‌وری در ساختمان‌ها می‌تواند یکی از مؤثرترین مسیرهای کاهش فشار بر شبکه انرژی کشور باشد.در این میان یک نقطه مداخله بسیار مهم است. بخش قابل‌توجهی از انرژی در ساختمان‌ها صرف گرمایش، سرمایش، تأمین آب گرم، روشنایی و بهره‌برداری از تجهیزات می‌شود و به همین دلیل، بهبود عملکرد ساختمان‌ها می‌تواند در مقیاس ملی آثار قابل‌توجهی داشته باشد. از طرف دیگر، امروز فناوری‌های نوین این امکان را فراهم کرده‌اند که از یک ساختمان صرفاً مصرف‌کننده انرژی به یک سیستم قابل‌اندازه‌گیری و قابل‌کنترل برسیم.

فناوری‌هایی مانند کنتورهای هوشمند، حسگرها، سامانه‌های مدیریت انرژی ساختمان (EMS)، کنترل هوشمند تأسیسات، تجهیزات با راندمان بالا، پوسته‌های ساختمانی با عملکرد حرارتی مناسب، انرژی خورشیدی، ذخیره‌سازی انرژی، BIM و دوقلوی دیجیتال می‌توانند در اندازه‌گیری، پایش و بهینه‌سازی مصرف نقش مؤثری داشته باشند؛ بنابراین، از نگاه ما، مبحث ۱۹ صرفاً یک مجموعه ضوابط ساختمانی نیست بلکه می‌تواند بخشی از راهکار برای افزایش بهره‌وری انرژی باشد که برای تحقق آن باید در کنار اصلاح و اجرای مؤثر مقررات، از ظرفیت فناوری‌های نوین، داده و شرکت‌های دانش‌بنیان نیز استفاده کنیم و عملکرد ساختمان‌ها را در دوره بهره‌برداری قابل‌ارزیابی کنیم در نهایت مصرف انرژی در بخش ساختمان را که هم‌اکنون سهم بیش از ۴۰ درصدی را از کل مصرف انرژی سالانه کشور دارند، مدیریت کنیم.

*در ویرایش پنجم، تمرکز ویژه‌ای بر «مدیریت انرژی در چرخه عمر» صورت گرفته است. برای عملیاتی‌سازی این رویکرد، چگونه باید از قابلیت‌هایِ حسگرها، کنتورهای هوشمند و زیرساخت‌های پایش در ایجاد یک «ردپای انرژی» (Energy Footprint) دقیق برای تجهیزات و ساختمان استفاده کنیم تا کاربر از یک مصرف‌کننده منفعل به یک بازیگر فعال در مدیریت انرژی تبدیل شود؟ شرکت های دانش بنیان چقدر در این مسیر حرکت کرده اند؟

برای اینکه مدیریت انرژی در ساختمان از یک الزام مقرراتی به یک فرآیند واقعی و قابل‌اندازه‌گیری تبدیل شود، نخستین نیاز، دسترسی به داده دقیق و مستمر است. حسگرها، کنتورهای هوشمند و سامانه‌های مدیریت انرژی ساختمان (EMS) این امکان را فراهم می‌کنند که مصرف و تولید انرژی در ساختمان به‌صورت مستمر اندازه‌گیری، پایش، تحلیل و مدیریت شود. بدون داده، مدیریت انرژی عملاً مبتنی بر برآورد است؛ اما با داده می‌توان عملکرد واقعی ساختمان را ارزیابی و برای بهینه‌سازی آن تصمیم‌گیری کرد.

خوشبختانه شرکت‌های فناور و دانش‌بنیان کشور در این حوزه راهکارها و نوآوری‌های خوبی توسعه داده‌اند و ظرفیت مناسبی برای بومی‌سازی فناوری‌های پایش و مدیریت هوشمند انرژی وجود دارد. تجربه اجرای این راهکارها نیز نشان داده است که پایش هوشمند می‌تواند در شناسایی الگوهای مصرف، تشخیص مصارف غیرضروری، شناسایی رفتارهای غیرعادی تجهیزات و در نهایت کاهش و بهینه‌سازی مصرف انرژی بسیار مؤثر باشد.

نکته مهم این است که این فناوری نباید صرفاً در اختیار مدیر تأسیسات یا اپراتور ساختمان باشد؛ بلکه باید اطلاعات قابل‌فهم و قابل‌استفاده را به خود مصرف‌کننده نیز ارائه کند. برای مثال، یک مصرف‌کننده خانگی می‌تواند بر اساس الگوی مصرف فعلی خود، پیش‌بینی دریافت کند که در پایان ماه چه میزان هزینه انرژی خواهد داشت. حتی می‌توان این امکان را فراهم کرد که کاربر یک سقف هزینه مشخص برای مصرف انرژی خود تعیین کند و سامانه به او نشان دهد که برای رسیدن به آن هدف، چقدر باید مصرف خود را کاهش دهد و این کاهش مصرف را در کدام بخش‌ها می‌تواند با کمترین دشواری ایجاد کند.

گام مهم، ماشین لباسشویی و سایر تجهیزات چه میزان انرژی مصرف کرده‌اند و کدام‌یک سهم بیشتری در مصرف داشته است؟ این داده، می‌توان برای تجهیزات مختلف یک ساختمان نوعی «فوت‌پرینت مصرف انرژی» ایجاد کرد؛ به این معنا که کاربر بتواند ببیند در یک دوره مشخص، هر یک از تجهیزات اصلی مانند یخچال، کولر، سیستم گرمایشی، ماشین لباسشویی و سایر تجهیزات چه میزان انرژی مصرف کرده‌اند و کدام‌یک سهم بیشتری در مصرف داشته است.این قابلیت، یک تحول در رفتار مصرف‌کننده ایجاد می‌کند. وقتی به فرد فقط گفته شود «کمتر مصرف کنید»، تصمیم‌گیری دشوار است؛ اما وقتی به او نشان دهیم کدام وسیله، در چه زمانی و به چه میزان مصرف می‌کند و با چه اقدامی می‌توان این مصرف را کاهش داد، مدیریت مصرف به یک اقدام مشخص و قابل‌اجرا تبدیل می‌شود.

در واقع، هدف نهایی ما باید عبور از «اندازه‌گیری مصرف» به سمت اندازه‌گیری، تحلیل، پیش‌بینی و ارائه توصیه هوشمند برای بهینه‌سازی مصرف باشد. ترکیب کنتورهای هوشمند، حسگرها، سامانه‌های EMS، تحلیل داده و هوش مصنوعی می‌تواند این امکان را فراهم کند که هر ساختمان نه‌تنها میزان مصرف خود را بداند، بلکه علت مصرف، محل ایجاد اتلاف و راهکار کاهش آن را نیز شناسایی کند.این موضوع در اجرای واقعی و اثربخش ویرایش پنجم اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا در نهایت موفقیت یک برنامه مدیریت انرژی زمانی قابل‌سنجش است که بتوانیم عملکرد واقعی ساختمان را در طول دوره بهره‌برداری اندازه‌گیری کنیم، میزان صرفه‌جویی را بسنجیم و اطلاعات لازم را در اختیار مدیر ساختمان و مصرف‌کننده قرار دهیم.

*بسیاری از پروژه‌های فعلی با برچسب «ساختمان هوشمند»، صرفاً درگیر اتصالات پایه اینترنت اشیا (IoT) هستند. تعریف شما از «هوشمندی واقعی» چیست؟ آیا ما باید به سمت معماری‌های «شناختی و تصمیم‌گیر» حرکت کنیم که ساختمان را از یک مجموعه تجهیزات متصل به اینترنت، به یک سیستم عاملِ پاسخگو و بهینه‌ساز ارتقا دهد؟

اتصال تجهیزات به اینترنت و امکان ارتباط و کنترل آن‌ها از راه دور، یکی از اجزای مهم ساختمان هوشمند است. این قابلیت به کاربران اجازه می‌دهد وضعیت تجهیزات و بخش‌های مختلف ساختمان را از هر مکانی پایش و کنترل کنند و در حوزه‌هایی مانند امنیت، کنترل دسترسی، روشنایی، سرمایش و گرمایش و مدیریت تجهیزات کاربردهای گسترده‌ای پیدا کرده است.

این قابلیت به حوزه انرژی نیز تسری پیدا کرده و امروز راهکارهای جذابی برای مدیریت و بهینه‌سازی مصرف انرژی حتی در زمان عدم حضور افراد در ساختمان ایجاد شده است. برای مثال، کاربر می‌تواند از راه دور وضعیت سیستم سرمایش یا گرمایش را مشاهده و تنظیم کند، تجهیزات غیرضروری را خاموش کند یا سامانه به‌صورت خودکار بر اساس زمان‌بندی، حضور یا عدم حضور افراد و الگوی مصرف، عملکرد تجهیزات را تنظیم کند. حتی می‌توان شرایطی را تعریف کرد که ساختمان پیش از ورود کاربر، صرفاً به اندازه موردنیاز برای رسیدن به شرایط مطلوب آماده شود و در زمان خالی بودن ساختمان، تجهیزات با حداقل مصرف فعالیت کنند.

اما هوشمندی ساختمان در اتصال تجهیزات به اینترنت خلاصه نمی‌شود. مفهوم هوشمندی زمانی محقق می‌شود که ساختمان بتواند داده‌های مربوط به مصرف، شرایط محیطی و عملکرد تجهیزات را جمع‌آوری کند، این داده‌ها را تحلیل کند و بر اساس نتایج تحلیل، به‌صورت خودکار یا نیمه‌خودکار تصمیم مناسب بگیرد و عملکرد خود را بهینه کند.بنابراین می‌توان گفت سه مؤلفه اصلی ساختمان هوشمند عبارت‌اند از داده، تحلیل و اقدام یعنی ساختمان باید بتواند وضعیت خود را بسنجد، آن را تحلیل کند و متناسب با شرایط، واکنش مناسب نشان دهد.در حوزه انرژی، این هوشمندی می‌تواند به معنای پیش‌بینی مصرف، تشخیص الگوهای غیرعادی، مدیریت بار، کنترل تأسیسات، بهینه‌سازی مصرف در زمان عدم حضور، استفاده بهینه از انرژی خورشیدی و حتی هماهنگی میان تولید، ذخیره‌سازی و مصرف انرژی باشد.

در این زمینه شرکت‌های دانش‌بنیان توانمندی اقدام به تولید محصول کرده ‌اند که از مهم‌ترین محصولات آن‌ها می‌توان به سیستم‌های مدیریت موتورخانه و انرژی میترینگ اشاره نمود. این محصولات توانسته‌اند پس از نصب در پروژه‌های گوناگون، تاییدیه‌های لازم را در خصوص صحت عملکرد و تاثیرات آن بر کاهش مصرف انرژی اخذ نمایند.در نهایت باید به این نکته اشاره نمود که هدف از هوشمندسازی ساختمان صرفاً افزایش تعداد تجهیزات متصل نیست بلکه باید به افزایش آسایش و ایمنی کاربران، کاهش مصرف و هزینه انرژی، کاهش استهلاک تجهیزات و ارتقای بهره‌وری کلی ساختمان منجر شود. به همین دلیل، ساختمان هوشمند را باید یک سیستم تصمیم‌گیر و پاسخ‌گو دانست، نه صرفاً مجموعه‌ای از تجهیزات متصل به اینترنت.

اگر ساختمان‌ها را به عنوان سلول‌های بنیادی یک شهر در نظر بگیریم، داده‌های خروجی آن‌ها (مثل مصرف حامل‌ها، کیفیت هوا و بار حرارتی) باید در چه سطحی استانداردسازی شوند تا از حالتِ «جزیره‌ای» خارج شده و به یک مرکز داده تبدیل شود؟

پاسخ: حداقل داده‌های موردنیاز، متناسب با نوع کاربری و مقیاس ساختمان متفاوت است، اما در سطح پایه باید شامل مصرف برق، گاز و آب، دما، رطوبت، کیفیت هوای داخل، وضعیت عملکرد تجهیزات و تأسیسات اصلی، الگوی بار و میزان تولید انرژی از منابع تجدیدپذیر باشد. البته اهمیت موضوع فقط در جمع‌آوری این داده‌ها نیست؛ داده‌ها باید با تفکیک زمانی مناسب، استاندارد مشخص و قابلیت ذخیره‌سازی، تجمیع، مقایسه و تحلیل در دسترس باشند.

این اطلاعات در وهله اول برای مدیریت و بهینه‌سازی انرژی در خود ساختمان مورد استفاده قرار می‌گیرد؛ یعنی می‌توان میزان مصرف، الگوی مصرف، نقاط اتلاف و عملکرد تجهیزات را شناسایی کرد و بر اساس آن تصمیم گرفت. اما ارزش این داده‌ها در سطح بالاتر بسیار بیشتر است. اگر داده‌های ساختمان‌ها با یک استاندارد مشخص و به شکل قابل‌اعتماد جمع‌آوری و تجمیع شوند، می‌توان از آن‌ها برای ایجاد یک تصویر واقعی و به‌روز از الگوی مصرف انرژی در مقیاس شهری، منطقه‌ای و در نهایت ملی استفاده کرد. این همان زیرساخت داده‌ای است که امروز در حوزه سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی انرژی کشور به آن نیاز داریم.

در حال حاضر بخش مهمی از تصمیم‌گیری‌های کلان انرژی بر اساس داده‌های تجمیعی و نسبتاً محدود انجام می‌شود؛ در حالی که اگر بتوانیم داده‌های واقعی مصرف را از سطح ساختمان‌ها جمع‌آوری و استاندارد کنیم، می‌توانیم بدانیم انرژی در کجا، در چه زمانی، در چه نوع کاربری و توسط چه تجهیزاتی مصرف می‌شود و ظرفیت کاهش مصرف در هر بخش چقدر است.این موضوع می‌تواند سیاست‌گذاری انرژی را متحول کند. برای مثال، به جای اینکه صرفاً اعلام کنیم مصرف برق در یک بخش بالاست، می‌توانیم دقیق‌تر مشخص کنیم اوج مصرف در چه مناطق و چه ساختمان‌هایی رخ می‌دهد، چه کاربری‌هایی بیشترین سهم را دارند، چه تجهیزاتی عامل اصلی مصرف هستند و در کدام نقاط، سرمایه‌گذاری برای بهینه‌سازی بیشترین بازده را خواهد داشت.

بنابراین، داده‌های ساختمان هوشمند فقط یک ابزار برای مدیریت همان ساختمان نیست؛ اگر این داده‌ها استاندارد، قابل‌اعتماد، امن و قابل‌تجمیع باشند، می‌توانند به یک زیرساخت مهم برای حکمرانی داده‌محور انرژی در کشور تبدیل شوند و مبنای دقیق‌تری برای سیاست‌گذاری، پیش‌بینی تقاضا، مدیریت اوج مصرف، برنامه‌ریزی تولید و توسعه شبکه و همچنین ارزیابی اثربخشی سیاست‌های بهینه‌سازی انرژی فراهم کنند.به اعتقاد من، یکی از مهم‌ترین اتفاقات در این حوزه این است که نگاه ما از «ساختمان هوشمند» به سمت «شبکه‌ای از ساختمان‌های هوشمند و متصل به یک داده‌بان ملی انرژی» حرکت کند. در این صورت، هر ساختمان علاوه بر اینکه مصرف خود را مدیریت می‌کند، بخشی از یک سیستم بزرگ‌تر برای شناخت و مدیریت مصرف انرژی کشور خواهد بود.

*از آنجا که سهم ساختمان‌ها در ناترازی انرژی کشور به ویژه در ساعات پیک، انکارناپذیر است، توسعه انرژی‌های خورشیدی در مقیاس ساختمان، صرفاً یک ابزار تولید است یا این تکنولوژی باید بخشی از شبکه «پاسخگویی بار» (Demand Response) باشد که فشار را از روی شبکه سراسری در ساعات بحرانی برمی‌دارد؟

بخش ساختمان، به‌ویژه از طریق سامانه‌های سرمایشی، یکی از مؤثرترین بخش‌ها در شکل‌گیری اوج مصرف برق در فصل تابستان است. بنابراین کاهش بار سرمایشی و افزایش بهره‌وری تجهیزات می‌تواند تأثیر قابل‌توجهی بر مدیریت اوج مصرف داشته باشد.سامانه‌های خورشیدی پشت‌بامی نیز می‌توانند بخشی از برق موردنیاز ساختمان را در ساعات تولید خورشیدی تأمین کنند و در نتیجه، مصرف برق از شبکه و فشار بر شبکه در بخشی از ساعات روز را کاهش دهند.البته انرژی خورشیدی به‌تنهایی راه‌حل مسئله ناترازی برق نیست و باید در کنار بهینه‌سازی مصرف، مدیریت بار، ذخیره‌سازها، توسعه شبکه و سایر منابع تولید مورد توجه قرار گیرد.

معاون علمی رییس جمهور بر پارادایم «ساختمان‌های کم‌کربن» تأکید دارند. این مفهوم دقیقا یعنی چه و چگونه از «بهینه‌سازی انرژی در حین بهره‌برداری» فراتر می‌رود و شاخص‌های سنجشِ «کربن نهفته» (Embodied Carbon) در مصالح ساختمانی چگونه باید در استانداردهای صدور پروانه و رتبه‌بندی ساختمان‌ها ادغام شود؟

ساختمان کم‌کربن ساختمانی است که در چرخه عمر خود، انتشار گازهای گلخانه‌ای را تا حد امکان کاهش دهد. بنابراین، موضوع فقط مصرف انرژی در زمان بهره‌برداری نیست؛ بلکه باید انتشار ناشی از تولید و حمل مصالح، فرآیند ساخت، دوره بهره‌برداری، تعمیر و نگهداری و در نهایت پایان عمر ساختمان نیز مورد توجه قرار گیرد. از مهم‌ترین شاخص‌های ارزیابی می‌توان به مصرف انرژی، انتشار CO۲، سهم انرژی‌های تجدیدپذیر، کربن نهفته در مصالح، بهره‌وری آب و منابع و قابلیت بازیافت و استفاده مجدد از مصالح اشاره کرد.مصرف انرژی یعنی ساختمان برای گرمایش، سرمایش، روشنایی، تهویه، آب گرم و تجهیزات چقدر انرژی مصرف می‌کند. هرچه مصرف انرژی کمتر باشد، معمولاً انتشار کربن هم کمتر است.

این موضوع از طریق مواردی مثل عایق‌کاری مناسب دیوار، سقف و کف، پنجره‌های دوجداره، طراحی مناسب جهت‌گیری ساختمان، استفاده از نور طبیعی، سیستم‌های گرمایشی و سرمایشی پربازده، سیستم مدیریت هوشمند انرژی قابل بهبود است.انتشار CO۲ یعنی اگر یک ساختمان سالانه برق و گاز زیادی مصرف کند، انتشار CO۲ آن بالا خواهد بود. بنابراین می‌توان شاخصی مانند مقدار انتشار معادل دی‌اکسیدکربن به ازای هر مترمربع ساختمان در سال تعریف کرد.

اگر ساختمان بخشی از انرژی مورد نیاز خود را از منابع تجدیدپذیر تأمین کند، وابستگی آن به سوخت‌های فسیلی و در نتیجه انتشار کربن کاهش پیدا می‌کند. مثلاً پنل خورشیدی روی بام، آبگرمکن خورشیدی، خرید برق تجدیدپذیر، استفاده از سیستم‌های زمین گرمایی.

کربن نهفته در مصالح نیز موضوع مهمی است و یکی از تفاوت‌های ساختمان کم‌کربن با ساختمان صرفاً «کم‌مصرف» محسوب می‌شود. فرض کنید ساختمانی در زمان بهره‌برداری انرژی بسیار کمی مصرف می‌کند؛ اما برای ساخت آن مقدار زیادی فولاد، آلومینیوم و شیشه تولید و حمل شده است. تولید این مصالح خودش مقدار توجهی CO۲ منتشر کرده است. به این انتشارها کربن نهفته گفته می‌شود. بنابراین در ساختمان کم‌کربن باید علاوه بر کاهش مصرف انرژی، به انتخاب مصالح کم‌کربن هم توجه کرد؛ مثلاً استفاده بهینه از بتن و فولاد، مصالح بازیافتی، مصالح محلی و مصالحی که عمر مفید بالاتری دارند.

قابلیت بازیافت و استفاده مجدد از مصالح شاخصی است که به مرحله پایان عمر ساختمان مربوط می‌شود. در یک ساختمان سنتی ممکن است هنگام تخریب، حجم زیادی از بتن، فولاد، چوب، شیشه و سایر مصالح تبدیل به نخاله شود. اما در رویکرد کم‌کربن بهتر است ساختمان از ابتدا به شکلی طراحی شود که در پایان عمر مصالح آن قابل جداسازی باشند، قطعات قابل استفاده مجدد باشند، مصالح قابل بازیافت باشند، کمترین مقدار نخاله ساختمانی تولید شود. این رویکرد را می‌توان بخشی از مفهوم اقتصاد چرخشی در ساختمان دانست.

پساخت‌وساز هوشمند و کم‌مصرف، یک پروژه میان‌دستگاهی است که منافع و تکالیف آن بین وزارت راه، وزارت نیرو، شهرداری‌ها و نظام مهندسی تقسیم شده است. برای پرهیز از جزیره‌ای عمل کردن که بتوان در آن استانداردهای نوین را بدون بروکراسی‌های دست‌وپاگیر پیاده‌سازی کرد، ستاد هوافضا، حمل و نقل و شهرسازی چه سازوکارهای هماهنگی را تعریف کرده است؟

این هماهنگی نیازمند یک چارچوب حکمرانی و داده مشترک است. در گام نخست باید استانداردهای مشترک برای داده، شاخص‌های عملکرد انرژی و کربن و نحوه تبادل اطلاعات تعریف شود. در گام بعد، مسئولیت هر دستگاه در زنجیره طراحی، صدور مجوز، ساخت، بازرسی، بهره‌برداری و ارزیابی عملکرد باید به‌صورت شفاف مشخص باشد. همچنین اتصال سامانه‌های مرتبط با صدور مجوز، کنترل ساختمان، انرژی و پایش عملکرد می‌تواند از موازی‌کاری جلوگیری کرده و امکان تصمیم‌گیری مبتنی بر داده را فراهم کند. هدف نهایی باید ایجاد یک نظام یکپارچه باشد که در آن، انرژی و کربن به‌عنوان بخشی از شاخص‌های اصلی عملکرد ساختمان دیده شوند.




+ 0
مخالفم - 0
منبع: https://www.mehrnews.com/news/6932984/بحران-انرژی-و-پارادایم-جدید-فناوری-نقشه-راه-کاهش-مصرف-در-ایران
نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

logo-samandehi

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه محفوظ و متعلق به سایت اطلاع نیوز می باشد . هرگونه کپی و نقل قول از مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع است.