افسردگی حالتی خلقی شامل بیحوصلگی و گریز از فعالیت یا بیعلاقگی و بیمیلی است و میتواند بر افکار، رفتار، احساسات و خوشی و تندرستی یک فرد تأثیر بگذارد. وهمچنین گفت وگوهای ذهنی به وجود میآورد.
نورمن رزنتال، روانپزشک برای اولین بار از این عبارت در سال ۱۹۸۴ استفاده کرد و از آن پس، میلیونها نفر از آن برای توصیف شرایط روحی روانی خود در فصلهای مختلف از جمله زمستان استفاده کردهاند.
اختلال عاطفی فصلی نوعی از افسردگی است که با آغاز فصلها شروع میشود که شایعترین آن در زمستان است. کمبود نور طبیعی، روی بخشی از مغز که مسئول خواب و اشتها، خلق و خو، میل جنسی و سطح فعالیت است اثر میگذارد.
با کوتاه شدن روزها، شمار زیادی از افراد احساس افسردگی میکنند. با سرد و مرطوب شدن هوا و تاریکی زودرس، این افراد احساس میکنند انرژی کمتری دارند.
کنار آمدن با تغییرات فصلی و دگرگونی آب و هوا برای بسیاری از افراد آسان نیست.
حدود دو میلیون نفر در سراسر بریتانیا دچار اختلال افسردگی فصلی هستند که به دلیل تشدید آن در فصل سرما به «افسردگی زمستانی» هم معروف است.
این اختلال، اثر شدیدی بر افراد میگذارد چون نشانههای اصلی آن شبیه نشانههای افسردگی است.
این نشانهها شامل بیحالی و بیحوصلگی، کمبود انرژی و زیادهروی در خوردن بهویژه خوردن شکلات و موادغذایی سرشار از کربوهیدرات است.
بنابر آمار کالج سلطنتی روانپزشکی بریتانیا اختلال افسردگی فصلی در میان زنان سهبرابر بیشتر از مردان است.
در موارد ابتلای شدید ممکن است پزشک ناچار به تجویز داروهای ضدافسردگی شود.









