www.etelanews.com

 

۲
۱
نسخه چاپی

مرز باریک اعتقاد و تندروی

دیدگاهی از مهدی موسوی کارشناس ارشد فیزیولوژی ورزش، نویسنده و پژوهشگر علوم ورزشی
دیدگاهی از مهدی موسوی کارشناس ارشد فیزیولوژی ورزش، نویسنده و پژوهشگر علوم ورزشی
به گزارش اطلاع نیوز

این عکس برای آنها که رضا تبریزی را نمی‌شناسند، عکسی ساده از دو مرد است که یکی عصا به دست گرفته و دیگری به دوربین لبخند می‌زند. اما برای آنها که کمی، تنها کمی از گذشته رضا تبریزی مطلعند، دردها و حرف‌های زیادی برای گفتن دارد. مرد عصا به دست در عکس، سالها قبل یعنی سال 1376 و زمانی که تنها 17 سال داشت، در وزن 85 کیلوگرم بزرگسالان، مقام اول استان خراسان را به دست آورده بود و برای رقابت‌های انتخابی تیم ملی ایران آماده می شد، تصادف سختی کرد. تصادف آنچنان شدید بود که وی دچار ضایعۀ نخاعی شد. جوان 17 ساله‌ای که با آرزوهایی بزرگ آماده می‌شد تا برای کشورش افتخارآفرینی کند، یک شبه به انسانی تبدیل شد که کاری نمی‌توانست انجام دهد جز زل زدن به سقف خانه و انتظار...

www.etelanews.com

 

خانواده تبریزی اما هرگز تسلیم نشدند. رضا را با وجود چالش‌ها، افسردگی‌ها، دردها و هزینه هایی بسیار سنگین از بستری در رختخواب به ویلچر، از ویلچر به راه رفتن با دو عصا در زیر بغل و نهایتا راه رفتن به کمک یک عصا رساندند. محسن، حسن و علی تبریزی که همه ورزشکار بودند، نه تنها برادرشان را کمک کردند تا راه برود که آنچنان تشویق و حمایتش کردند تا رضا توانست در همان زمان که ویلچرنشین بود با اراده‌ای کم نظیر در سال 1390 قهرمان بدنسازی معلولان جهان شود! و حتی پس از آن نیز با وجود تمام سختی ها، فرازهای فراوان و نشیب‌های اندک، یک بار دیگر قهرمانی‌اش را در سال 1395 تکرار کرد.

می‌دانم که بدنسازی به اندازه کشتی یا چوگان یک ورزش ریشه دار ایرانی نیست و به آن اندازه اهمیت ندارد اما هر بار که به تلاش ها و پشتکار کسی همچون رضا فکر می‌کنم که به خاطر خود و کشورش با همه وجود می‌جنگید، وقتی چشم‌های گاهی امیدوار و گاهی ناامیدش را به یاد می‌آورم، او را جنگنجویی قدرتمند و ارزشمند می‌یابم. برای من که سالهاست نه تنها رضا که تمام اعضای خانواده تبریزی را به دلایل سببی و پژوهش در زمینه پرورش اندام و بدنسازی می‌شناسم، انتشار نوشته‌های افراطی و غیرمذهبی در اینستاگرام – و هیچ شبکه اجتماعی دیگری- باورکردنی نیست. به خصوص که بارها شاهد بوده‌ام چندین صفحه به نام او باز شده و از آن سوء استفاده می‌شود.

داستان حضور رضا تبریزی در شبکه‌های اجتماعی از آنجا آغاز می‌شود که وقتی اینستاگرام در ایران محبوب شد، از من درخواست کرد که ادمین ماهر و فعالی را برای مدیریت صفحه‌اش به او معرفی کنم اما شخصا آدم معتمد و کارکشته‌ای را نمی‌شناختم. نتیجه آن شد که شخصا کسی را پیدا کرد و البته بارها این ادمین تغییر یافت چراکه ادمین ها ناگهان رمز عبور صفحه را تغییر می‌دادند، آن را در اختیار صاحب صفحه –که رضا باشد- نمی‌گذاشتند و یا خودسرانه مطالبی را منتشر می‌کردند که او هیچ اطلاعی در آن باره نداشت. بدبیاری دیگر رضا این بود که ادمین‌هایی را برای مدیریت انتخاب می کرد که ساکن ایران نبودند و همین، باعث شده بود نتواند از آنها شکایت، یا به طور رسمی بر کار آنها نظارت کند. تا جایی که شخصا در جریان بودم یکی از آنها در مجارستان، دانشجو و دیگری مقیم ترکیه بود. اما بدترین قسمت داستان رضا و شبکه‌های اجتماعی به زعم من، دل رحمی خاص او بود که به سختی حاضر به مواخذه یا اخراج ادمین‌ها می‌شد و همیشه در پاسخ به اعتراض و پیشنهاد من برای برکناری ادمین‌ها می‌گفت فلانی گناه دارد، هزینه‌هایش را از این راه تامین می‌کند و ...

در نهایت هم همین دل رحمی‌ها و ملاحظات بود که رضا را دچار دردسر کرد. آنچه به نام رضا تبریزی در اینستاگرام منتشر شده، نه حرف های او که حرف مشتی تنگ نظر است. به غیر از اینها نه تنها من، که تمام کسانی که خانواده تبریزی را از نزدیک می‌شناسند، هر سال فیلم شادروان حسین تبریزی، برادر ارشدشان را در دهه فجر از صدا و سیما می‌بینند که مجسمه شاه را پایین می‌کشد. همان ها هم می‌توانند به باورهای عمیق و صادقانه مذهبی رضا گواهی دهند چراکه حضور او در مراسم شب‌های احیا، عزاداری سید الشهدا، علم کشی ها و کمک به خیریه‌های مذهبی، قصه و داستان و ادعا نیست. فیلم‌ها و مستنداتش در همان اینستاگرام موجود است و معلوم نیست چرا این فیلم ها ترند نشده اما یک استوری یک‌شبه به پیراهن خونین عثمان تبدیل شده است! حرف آخر اینکه اگر پیشینه و آی پی انتشار پست ها پیگیری شود، شک ندارم که به کسی غیر از رضا خواهیم رسید. در این میان تنها کسانی بازنده گناهکار خواندن تبریزی هستند که با این خانواده شریف دشمنی دیرینه دارند. کسانی که مشحونِ از حسادت نسبت به تبریزی ها هستند، تبریزی هایی که هم انقلابی‌اند، هم جبهه رفته و رزمنده بوده اند و هم به دین و ناموس و آب و خاک ایران عرق و تعصب دارند.

مهدی موسوی، نویسنده و پژوهشگر علوم ورزشی



+ 2
مخالفم - 0
نظرات : 1
منتشر نشده : 0
 
dk
+0
unlike
-0
غلامرضا قلی پور ۱/۰۳/۱۳ - ۰۸:۵۳
پاسخ
comments سلام مهدی جان.خداوند رحمت کند ،آقای سید محمد موسوی ،پدر گرامی شما،و معلم دوره ی ابتدایی من.روحشان شاد.
 

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

logo-samandehi

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه محفوظ و متعلق به سایت اطلاع نیوز می باشد . هرگونه کپی و نقل قول از مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع است.