دادههای رسمی شرکتهای فناوری نشان میدهد که توسعه زیرساختهای هوش مصنوعی، بهویژه ساخت مراکز داده، به یکی از بزرگترین عوامل افزایش انتشار گازهای گلخانهای تبدیل شده است.

به گزارش خبرنگار مهر؛ هوش مصنوعی طی دو سال گذشته از یک فناوری نوظهور به زیرساخت اصلی رقابت اقتصادی، ژئوپلیتیکی و فناورانه جهان تبدیل شده است. رقابت میان شرکتهایی مانند مایکروسافت، گوگل و آمازون دیگر صرفاً بر سر توسعه مدلهای زبانی بزرگ یا عرضه محصولات هوشمند نیست. بلکه بر سر ایجاد ظرفیت محاسباتی در مقیاسی بیسابقه جریان دارد. این رقابت، موجی جهانی از سرمایهگذاری در مراکز داده، شبکههای انتقال برق، تجهیزات نیمههادی و زیرساختهای پردازشی ایجاد کرده است.
در چنین شرایطی، یکی از مهمترین پرسشهای سیاستگذاری آن است که توسعه شتابان هوش مصنوعی چه هزینههای زیستمحیطی جدیدی بر اقتصاد دیجیتال تحمیل میکند و با توجه به شرایط جدید، آیا اهداف اقلیمی شرکتهای بزرگ فناوری همچنان دستیافتنی هستند؟
گزارشهای منتشر شده توسط مایکروسافت، گوگل و آمازون در سال ۲۰۲۶ تصویری متفاوت از روایتهای رایج درباره «هوش مصنوعی سبز» ارائه میکنند. دادههای رسمی این شرکتها نشان میدهد که توسعه زیرساختهای هوش مصنوعی، بهویژه ساخت مراکز داده، به یکی از بزرگترین عوامل افزایش انتشار گازهای گلخانهای در صنعت فناوری تبدیل شده و شکاف میان اهداف اقلیمی و واقعیت توسعه زیرساختها را عمیقتر از گذشته کرده است.
سرمایهگذاری در مراکز داده و افزایش انتشار کربن
بر اساس گزارشهای رسمی زیست محیطی سه شرکت مایکروسافت، گوگل و آمازون، مجموع انتشار گازهای گلخانهای این سه غول فناوری در سال مالی منتهی به مارس ۲۰۲۶ به حدود ۱۱۹ میلیون تن معادل دیاکسید کربن رسیده است. این رقم نسبت به سال قبل که حدود ۱۰۱ میلیون تن بود، نزدیک به ۱۸ درصد افزایش را نشان میدهد. حجم انتشار این سه شرکت اکنون معادل حدود یکسوم کل انتشار سالانه کشور فرانسه برآورد میشود. به عقیده کارشناسان، ارقام ارائه شده نشان میدهند زیرساخت هوش مصنوعی دیگر صرفاً یک موضوع فناورانه نیست، بلکه به یک مسئله مهم در سیاست اقلیمی جهانی تبدیل شده است.
بخش عمده این افزایش به توسعه مراکز داده اختصاص دارد. مایکروسافت اعلام کرده انتشار کربن این شرکت طی یک سال ۲۵ درصد افزایش یافته و علت اصلی آن، توسعه زیرساخت مراکز داده بوده است. همچنین گوگل رشد ۱۸ درصدی انتشار خود را عمدتاً ناشی از توسعه زنجیره تأمین برای گسترش سریع کسبوکار معرفی کرده و آمازون نیز از افزایش ۱۶ درصدی انتشار کلی و ۲۰ درصدی انتشار زنجیره تأمین خبر داده که بخش قابل توجهی از آن به ساخت مراکز داده مربوط میشود.
این روند بیانگر آن است که مرحله کنونی رقابت هوش مصنوعی بیش از آن که بر توسعه نرمافزار متمرکز باشد، وارد مرحله رقابت زیرساختی شده است که هزینه اصلی آن در مصرف انرژی، فولاد، سیمان، تجهیزات الکتریکی و ظرفیت تولید برق نمایان میشود.
سرمایهگذاری ۷۶۵ میلیارد دلاری برای زیرساخت محاسباتی
ابعاد این تحول زمانی روشنتر میشود که حجم سرمایهگذاری جهانی در حوزه پردازش هوش مصنوعی بررسی شود. برآوردها نشان میدهد بزرگترین شرکتهای فناوری جهان تنها در سال جاری حدود ۷۶۵ میلیارد دلار برای توسعه زیرساختهای هوش مصنوعی هزینه خواهند کرد. این سرمایه عمدتاً صرف احداث مراکز داده، توسعه شبکه برق، خرید تجهیزات پردازشی و ایجاد ظرفیتهای محاسباتی جدید میشود.
سرمایهگذاری غولهای فناوری از نروژ تا بریتانیا و از آمریکای شمالی تا آسیا در حال گسترش است و مبین آن است که مراکز داده به یکی از مهمترین داراییهای راهبردی اقتصاد دیجیتال تبدیل شدهاند. برخلاف نسلهای پیشین تحول دیجیتال که عمدتاً بر توسعه نرمافزار متکی بودند، نسل جدید هوش مصنوعی وابستگی عمیقی به زیرساختهای فیزیکی دارد که پرمصرف هستند و ردپای کربنی قابل توجهی ایجاد میکنند.
هوش مصنوعی و انتقال ردپای کربن به ابرهای محاسباتی
یکی از مهمترین نکات مطرحشده در این زمینه، مسئله «انتقال ردپای کربن» است. سسیلیا ریکپ، استاد اقتصاد کالج سلطنتی لندن، معتقد است ادعای شرکتهای بزرگ فناوری درباره پایداری زیستمحیطی خدمات ابری، بیش از آن که بازتاب واقعیت باشد، بخشی از راهبرد بازاریابی آنها محسوب میشود.
به اعتقاد وی، مهاجرت سازمانها به خدمات ابری موجب حذف انتشار کربن نمیشود، بلکه محل ثبت این انتشار را تغییر میدهد. شرکتهایی که پیشتر مراکز داده اختصاصی خود را اداره میکردند، اکنون بار زیستمحیطی فعالیتهای دیجیتال خود را به ارائهدهندگان خدمات ابری منتقل میکنند. در نتیجه، ردپای کربن بسیاری از سازمانها در آمار داخلی آنها کاهش مییابد، اما در عمل به تراز انتشار شرکتهایی مانند گوگل، آمازون و مایکروسافت افزوده میشود.
این پدیده، یکی از چالشهای مهم سیاستگذاری اقلیمی در عصر هوش مصنوعی به شمار میرود، زیرا ارزیابی واقعی اثرات زیستمحیطی اقتصاد دیجیتال را پیچیدهتر میکند.
بحران انرژی: حلقه محدودکننده توسعه نسل جدید مراکز داده
همزمان با توسعه هوش مصنوعی، تقاضا برای برق نیز با سرعتی بیسابقه در حال افزایش است. بر همین اساس، مؤسسه «Uptime Institute» برآورد میکند پروژههای بزرگ مراکز داده که تنها در سال گذشته معرفی شدهاند، پس از بهرهبرداری حدود ۱.۳ درصد کل برق جهان را مصرف خواهند کرد. برآوردها نشان میدهد که این رقم تقریباً به معنای دو برابر شدن مصرف فعلی مراکز داده است.
بخش اعظم این تقاضای جدید در ایالات متحده متمرکز خواهد بود. شرکتهای فناوری آمریکایی برای استقرار خوشههای عظیم پردازش هوش مصنوعی با یکدیگر رقابت میکنند. افزایش مصرف برق اکنون به یکی از دغدغههای اصلی دولتها، شرکتهای برق و نهادهای تنظیمگر تبدیل شده است، زیرا توسعه مراکز داده مستقیماً بر سرمایهگذاری در نیروگاهها، خطوط انتقال و قیمت برق اثر میگذارد.
در چنین شرایطی، مسئله امنیت انرژی بهتدریج با امنیت فناوری درهم تنیده میشود و برنامهریزی برای توسعه هوش مصنوعی بدون توسعه همزمان زیرساخت انرژی عملاً امکانپذیر نخواهد بود.
چالش جدید بازار کربن و کمبود اعتبارهای جبرانی
یکی دیگر از پیامدهای رشد سریع انتشار گازهای گلخانهای، فشار بر بازار اعتبارهای کربنی است. بازار کربن یک سیستم مبتنی بر مکانیزم «محدودیت و تجارت» است که در آن، دولتها سقف مشخصی برای انتشار کربن تعیین میکنند و شرکتهایی که کمتر از حد مجاز آلودگی تولید میکنند، میتوانند اعتبار کربنی خود را به سایر صنایعی که به این اعتبارها نیاز دارند، بفروشند.
شائولی رن، استاد مهندسی برق دانشگاه کالیفرنیا ریورساید، با اشاره به گزارش پایداری زیست محیطی مایکروسافت تأکید میکند که نشانههایی از کمبود عرضه اعتبارهای کربنی در بازار جهانی مشاهده میشود. به گفته وی، تاکنون تمرکز اصلی تحلیلها بر کمبود زیرساختهای فیزیکی مانند برق، زمین و تجهیزات پردازشی بوده است. اما اکنون نوع دیگری از کمبود نیز در حال شکلگیری است که کمبود «داراییهای مجازی» برای جبران انتشار کربن را شامل میشود.
به عبارت دیگر، اگر تقاضای شرکتهای فناوری برای خرید اعتبارهای کربنی با سرعت فعلی ادامه یابد، ظرفیت بازارهای جبرانی ممکن است پاسخگوی اهداف اقلیمی آنها نباشد. این مسئله اهمیت ویژهای دارد، زیرا بسیاری از برنامههای دستیابی به انتشار خالص صفر بر استفاده از اعتبارهای کربنی استوار هستند و محدود شدن این بازار، تحقق اهداف اعلامی را دشوارتر خواهد کرد.
مایکروسافت و گوگل همچنان بر دستیابی به انتشار خالص صفر تا سال ۲۰۳۰ و آمازون بر تحقق این هدف تا سال ۲۰۴۰ تأکید دارند. در عین حال، روند فعلی توسعه هوش مصنوعی نشان میدهد تحقق این اهداف با چالشهای جدی روبهرو شده است. رشد ظرفیت محاسباتی، افزایش مصرف برق، توسعه زنجیره تأمین تجهیزات و ساخت هزاران مرکز داده جدید، سرعت افزایش انتشار را از سرعت کاهش آن پیشی داده است.
این در حالی است که گوگل اعلام کرده سامانههای هوش مصنوعی این شرکت در سال گذشته به کاهش حدود ۴۱ میلیون تن انتشار دیاکسید کربن در سایر بخشهای اقتصادی کمک کردهاند و همین موضوع بیانگر آن است که هوش مصنوعی میتواند همزمان نقش تولیدکننده و کاهشدهنده انتشار کربن را ایفا کند. با این حال، ارزیابی خالص این اثرات همچنان نیازمند مطالعات مستقل و روشهای دقیق محاسبه است.
در نهایت، میتوان نتیجه گرفت که مراکز داده، شبکه برق، تجهیزات پردازشی و زنجیره تأمین اکنون به عناصر تعیینکننده قدرت فناورانه کشورها و شرکتها تبدیل شدهاند. همین تحول، رابطه میان توسعه دیجیتال و سیاستهای اقلیمی را وارد مرحلهای تازه کرده است در آن هر تصمیم برای توسعه هوش مصنوعی، پیامدهایی مستقیم برای مصرف انرژی، انتشار کربن و امنیت زیرساختی به همراه دارد.
از منظر سیاستگذاری، مسئله اصلی دیگر انتخاب میان توسعه هوش مصنوعی یا حفاظت از محیط زیست نیست. بلکه طراحی مدلی است که رشد ظرفیت محاسباتی را با توسعه انرژیهای پاک، بهینهسازی بهرهوری مراکز داده، شفافیت در محاسبه کربن و اصلاح سازوکارهای بازار اعتبارهای کربنی همسو کند. آینده رقابت در صنعت هوش مصنوعی تنها با تعداد مدلهای پیشرفته یا قدرت پردازش سنجیده نخواهد شد. در این میان، میزان توانایی بازیگران در مدیریت هزینههای زیستمحیطی این تحول نیز به یکی از شاخصهای اصلی قدرت فناوری در دهه پیشرو تبدیل میگردد.










